عباس منوچهری: اینکه مهندس موسوی در این سالها در سکوت و انزوا به سر بردهاست، حرف بیربطی است
به گزارش «قلمنیوز» رییس کمیتهی سیاسی ستاد مهندس موسوی در نشست کمیتههای دانشجویی ستاد، زمان باقی مانده تا انتخابات را بسیار کوتاه خواند و گفت: در چنین شرایطی فعالیت ما در ستاد مهندس موسوی یک فعالیت عادی نیست؛ علاوه بر اینکه برای ما این یک رقابت انتخاباتی نیست بلکه یک مبارزه است چرا که شرایط نابرابر و غیر منصفانهای وجود دارد و موانع کار برای ما زیاد است. البته این مبارزه قصد اجتماعی دارد و به همین دلیل حضور دانشجویان اهمیت بسیاری پیدا میکند.
رییس کمیتهی سیاسی ستاد مهندس موسوی در ادامه از فعالیتهای مهندس در چند سال گذشته گفت و یادآور شد: مهندس موسوی در گروه علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس عضویت دارند و از بنیانگذاران موسسهی توسعه و تحقیقات علوم انسانی و مرکز مطالعات فرهنگی تمدنی ایرانزمین هستند؛ در مورد حضور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرهنگستان هنر نیز تا کنون توضیحات زیادی داده شده است.
منوچهری خاطر نشان کرد: ما جلسات بسیاری در تمام حوزهها با ایشان داشتیم و مهندس با دغدغههای اقشار مختلف مردم آشنا هستند. او آماده است که پیامی به مردم بدهد و به معنای دیگر به دادخواهی آمده است که این دادخواهی فلسفهی حضور اوست.
وی توضیح داد: در این میان رساندن پیام و آگاهیبخشی جایگاه بالایی دارد و نقش دانشجویان در این حوزه تعیینکننده است و دانشگاهیان به خاطر ویژگیهای خاص و نوع عملکردشان در دانشگاهها بهترین افراد برای این کار هستند.
منوچری با اشاره به مشکلات موجود کشور گفت: بدون اغراق مهندس موسوی به خاطر درد و رنجی که دارند در صحنه حاضر شدهاند و رنج ایشان به خاطر مسائلی است که اتفاق میافتد و او ارکان و اصول نظام را به خطر افتاده میبیند. مشکل اصلی کشور در حال حاضر همین مساله است و مشکلات اقتصادی و اجتماعی از عوارض این خطر است.
رییس کمیتهی سیاسی ستاد انتخاباتی مهندس موسوی، وی را در بیان و عمل شاگرد امام(ره) دانست و اظهار کرد: مهندس موسوی بیداد را در بیقانونی و بیمسوولیتی و وضع بد معیشتی مردم دیدهاند. خجالتآور است که در مملکتی با این ثروت عظیم فردی از طریق زبالهها امرار معاش کند.
وی افزود: چرا مردم ما چند شیفت کار میکنند که بتوانند خانواده را در کمترین سطح ممکن تامین کنند؟ وقتی برخی برای انتخابات به مردم چک 50 یا 100 هزار تومانی میدهند، یعنی مردم محتاجند و برخی با سوء استفاده از این وضعیت مقاصد خود را طلب میکنند.
منوچهری تصریح کرد: ما به منابع انسانی و مادی خود چوب حراج زدهایم و به جای فقر زدایی شاهد فقر زایی هستیم و همه اینها مصادیق وجود بیداد است.
وی در مورد حضور نیافتن مهندس موسوی در دورههای پیشین انتخابات ریاست جمهوری گفت: من به همراه عدهی دیگری از دوستان، هم در سال 76 و هم در سال 84 برای آمدن مهندس موسوی به عرصهی انتخابات تلاش کردیم. ایشان در سال 84 هم ضرورت را تشخیص داده بودند اما نیاز کشور را به این اندازه نمیدیدند.
منوچهری خاطرنشان کرد: این بحث که مهندس موسوی در این سالها در سکوت و انزوا به سر بردهاند بیربط است چرا که ایشان به طور جدی درگیر مسائل بودهاند، اما حضور در عرصهی اجرایی برای مهندس اهمیت زیادی نداشته است.
وی ادامه داد: اگر چه ایشان انسان متواضعی هستند ولی حضور او یک اقدام تاریخی است. او نه به این حضور نیاز داشت و نه امتیاز میخواست حتی ایشان برای این حضور هزینههایی را هم میدهند و نمونهی آن حرفهایی است که از گوشه و کنار میشنوند.
رییس کمیتهی سیاسی ستاد انتخاباتی مهندس موسوی، بیان کرد: در یک کلام میشود گفت بدترین شرایط حضور در عرصهی انتخابات برای یک کاندیدا در حال حاضر برای مهندس موسوی وجود دارد ولی ایشان با تهدیدات بنیادی که برای نظام پیش آمده است در انتخابات حضور پیدا کردند.
وی در ادامه گفت: من رویکرد مهندس را «اصالت پویا» نام گذاشتم، هر چند که خود ایشان بر «اصلاحطلب اصولگرا» تاکید میکنند. البته وقتی مهندس موسوی از اصول سخن میگوید منظور ارزشها و مبانی است و آنجا که از اصلاح میگویند، اصلاح همهی امور منظور اوست و این بحثها برای ایشان جنبهی سیاسی ندارد.
منوچهری اظهار کرد: کانون رویکرد مهندس موسوی اخلاقی فکر کردن و اخلاقی عمل کردن در سیاست است. من وجه برجستهی ایشان را حرکت به سمت جلو میدانم که حرکتی مترقی است و نتیجهی آن رفع رنج جامعه است؛ از رنج زندانی شدن یک دانشجو گرفته تا رنج معیشتی مردم.
وی تاکید کرد: تکیه بر خرد جمعی و تبادل افکار راهکار مهندس موسوی در حوزهی عمل است و به همین دلیل برای تمام اعضای فعال در بدنهی ستاد مهندس موسوی یک ملاحظاتی وجود دارد و باید اولویتهای استراتژیک مشخص شود. هر چند که این اولویتها ضرورتا یک دست نیست و میتواند متفاوت باشد اما راههای تحقق هر یک از آنها باید پیدا شود. بنابراین برای یافتن این راهکارها باید ارتباط با مردم در راس امور قرار داده شود.
رییس کمیتهی سیاسی ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در پایان خاطرنشان کرد: ما با مردم کار داریم نه به رای آنها؛ چرا که رای مردم برایند برقراری ارتباط با آنها و فکر آنها در مورد شرایط موجود است
راوی: شما هم دعوتید
طرح «تاکسی تا تاکسی» سومین طرح از سری طرحهای «پویشیاری» است که از این پس توسط «پویش» اعلام خواهند شد. طرحهای «پویشیاری» توسط صدها هزار پویشگر گمنام و حامیان خاتمی و موسوی به طور داوطلبانه در متن زندگی روزمره و به طور «خودجوش» و «مردمی» انجام میشوند و همه معطوف به افزایش احتمال پیروزی میرحسین موسوی و تعداد آراء او در انتخابات پیش رو هستند. لازمه موفقیت و اثرگذاری این طرحها اجرای داوطلبانه و مسئولانه آنها توسط صدها هزار پویشگر این «پویش» مردمی، مستقل و خودجوش است که با انجام فعالیتی مشترک احتمال پیروزی موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم را افزایش میدهند.

در طرح «تاکسی تا تاکسی» از پویشگران و حامیان موسوی درخواست میشود از زمان اعلام طرح تا زمان برگزاری انتخابات در صورت امکان در هر تاکسی که مینشینند بحث انتخابات را باز کنند و بکوشند با درانداختن بحث و گفتگویی «متین»، «گرم»، «موثر» و «اخلاقی» بر نظر مسافران و به خصوص راننده آن تاکسی اثر بگذارند. تاکسیها یکی از مهمترین محملهای بحث و گفتگو درباره مسائل عمومی و سیاسی در ایران هستند و حامیان موسوی میتوانند در کنار دیگر فعالیتها از این محمل نیز برای اقناع دیگر هموطنان خود برای رای دادن به موسوی استفاده کنند و احتمال دستیابی به هدف انتخاباتی خود که از نظر عقلانی و اخلاقی قابل دفاع است را افزایش دهند.
پیشنهاد میشود ابتدا راننده تاکسی مخاطب قرار گیرد و برای شروع بحث یکی از پرسشهای زیر از او پرسیده شود:
1- شما که هر روز با بسیاری از مردم در تماسید، فکر میکنید چه کسی در انتخابات رای بیاورد؟
2- به نظر شما محبوبیت احمدینژاد بیشتر شده است یا کمتر؟
3- به نظر شما موسوی میتواند رای بیاورد؟ نظر مردم درباره موسوی چیست؟
پس از آغاز گفتگو پیشنهاد میشود ضمن دامن زدن به بحث و تلاش برای درگیر کردن دیگر مسافران در آن، کوشش گردد با توجه به جنس دغدغههای مخاطب و فضای بحث، گفتگو حول محورهای زیر هدایت شود:
- ترغیب و اقناع آنها که در انتخابات شرکت نمیکنند به شرکت در انتخابات و تأکید بر اینکه شرکت نکردن در انتخابات یعنی یک رای به تداوم مدیریت فعلی
- تأکید بر پارهای از امتیازات و نقاط قوت میرحسین موسوی (از جمله: صداقت و سلامت اخلاقی و اقتصادی او و نزدیکانش؛ هشت سال تجربه کشورداری موفق در اوج بحران و جنگ؛ تأکید او بر حمایت موثر از اقشار محروم؛ جدیت، قاطعیت و پایمردی او برای پیگیری شعارهای انتخاباتیاش؛ حمایت قاطع و کمنظیر امام خمینی(ره) از او؛ حمایت مراجع عظام تقلید از او و اعتماد همزمان اقشار سنتی و غیرسنتی به او؛ حمایت همزمان بسیاری از بزرگان اصلاحطلب و اصولگرا از او؛ و اعتقاد صادقانه او به آرمانهای انقلاب اسلامی، عدالت، دموکراسی، آزادیهای اجتماعی و سیاسی، تنشزدایی در عرصة بینالمللی، فصلالخطاب بودن قانون، فضای آزاد فرهنگی و رسانهای، عدالت، اقتصاد رقابتی، تقویت نهادهای مدنی، حقوق شهروندی و سیاسی مصرح در قانون اساسی و مخالفت با تبعیضهای سیاسی، جنسیتی، دینی و اقتصادی)
- تاکید بر سویههای اصلاحطلبانه گفتمان موسوی
- تأکید بر اینکه خاتمی در شرایط کنونی ترجیح میداد موسوی به جای او به عرصه بیاید و با ورود موسوی به انتخابات خاتمی به نفع او از نامزدی انصراف داد و اکنون نیز تمام احزاب و گروههای اصلی حامی خاتمی از موسوی حمایت میکنند (از جمله پویش «موج سوم»، جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، حزب کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، خانه کارگر، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، انجمن اسلامی معلمان ایران، حزب همبستگی، مجمع زنان اصلاحطلب و اغلب ستادهای استانی 88)
- نقد دولت احمدینژاد (با پایبندی به موازین اخلاقی) و تاکید بر اینکه بر اساس نظرسنجیهای معتبری که صورت گرفته است، تنها کسی که شانس پیروزی در برابر احمدینژاد را دارد موسوی است و برای توقف مدیریت فعلی کشور یگانه راه ممکن انتخاب میرحسین موسوی است
- شناسایی نقدهای سرنشینان تاکسی به موسوی و تلاش برای پاسخگویی به نقدهای غیروارد و تأکید بر ارجحیت موسوی بر احمدینژاد
- معرفی «موج سوم» و دعوت از سرنشینان تاکسی برای پیوستن به این «پویش» مردمی و خودجوش با پر کردن فرم موجود در سایت mowj.ir و کمک کردن به «پویش» و پیروزی موسوی با انجام طرحهای پویشیاری
- تأکید بر اینکه ستاد موسوی از پشتوانه اقتصادی و رسانهای قوی محروم است و تنها با فعال شدن داوطلبانه مردم به نفع او امکان پیروزیاش در انتخابات فراهم خواهد شد
- تشویق راننده و دیگر سرنشینان برای تلاش جهت افزایش رای میرحسین موسوی در انتخابات و تغییر نظر دوستان و آشنایانشان
- رایزنی عمومی به نفع «میرحسین موسوی»، «سیدمحمد خاتمی» و «اصلاحات»
در اتوبوس، مترو و قطار نیز بعضاً امکان اجرای این طرح وجود دارد.
از قریب به نیممیلیون پویشگر «موج سوم» و عموم حامیان موسوی و خاتمی درخواست میشود از دوستان و آشنایان خود نیز به طور شفاهی یا از طریق پیامک، ایمیل و مسنجر بخواهند که همچون آنها به مجریان «طرح پویشیاری تاکسی تا تاکسی» بپیوندند.
پویشگران میتوانند بازخوردهای این گفتگوها و ارزیابیشان پس از انجام این رایزنیهای انتخاباتی در تاکسیها را ذیل همین مطلب در قالب کامنت وارد کنند و «پویش» را از نظرات و ارزیابیهای خود بهرهمند سازند.
طرحهای «پویشیاری» همه به نحوی طراحی شدهاند که اجرای آنها توسط پویشگران بدون هزینه اقتصادی ممکن است و در عین اجرایی بودن، میتوانند تأثیر فراوانی داشته باشد. به باور «موج سوم»، با توجه به فقر رسانهای و اقتصادی ستادهای موسوی و محدودیتهای پیش روی نامزد اصلاحطلبان، مهمترین سرمایه موسوی حامیان گمنام و صدها هزار پویشگر داوطلب است که با سازماندهی مناسب و انجام طرحهایی چون طرحهای «پویشیاری» میتوانند شانس پیروزی نامزد خود در رقابت نابرابر پیش رو را افزایش دهند. از اعضای ستادهای انتخاباتی موسوی در سراسر کشور، دانشجویان و اعضای ستادهای 88 نیز دعوت میگردد که به جمع صدها هزار پویشگر مجری این طرحها در خانه، خانواده، محله و محیط اجتماعی خود بپیوندند. از رسانههای گروهی و سایتها و روزنامههای حامی موسوی و وبلاگنویسان و اصحاب رسانه نیز درخواست میشود «پویش» را در اطلاعرسانی مناسبتر درباره طرحهای «پویشیاری» یاری کنند.
منبع: موج سوم
این چنین میناگری ها کار توست
مدتی پیش سیدمحمد بهشتی که خودش از جنس هوای تازه است، در مصاحبه با «کلمه» گفته بود: «کشور به هوای تازهای نیاز دارد، با شناختی که از سوابق میرحسین موسوی داریم، حضور او در این دوره از انتخابات فرصت مغتنمی است، این امیدواری را ایجاد میکند که از یک فضای زمستانی به فضایی بهاری منتقل شویم». توضیح مهندس موسوی، نسیم خنک معطری از جنس همان هوای تازه بود. برای آنانی که شخصیت و منش مهندس موسوی را میشناسند، واکنش ایشان کاملا طبیعی و صمیمانه به نظر میرسد. بگذارید به یکی دیگر از میناگریهای ایشان اشاره کنم . . .
رفته بودم باختران! آن روزها هنوز نام استان، «استان باختران» بود و نام کرمانشاه از رسمیت افتاده بود. تا به همت آقای ططری، آن نام و نشان تاریخی دوباره بازگشت. شهر و پالایشگاه بمباران شده بود. میتوانید تصور کنید وقتی یک پالایشگاه بمباران میشود، چه اتفاقی میافتد. انگار از هر گوشهای مصیبت میجوشید. از سویی هم چهرهها محکم و برق دیدگان برنده و کلمات پرطنین بود. «دوباره میسازیم»، دوباره میسازیم شعار دولت در دوران جنگ بود. امروز شیشه ساختمانها بر اثر بمبارانها بر زمین میریخت و صبح فردا دوباره و چندباره شیشههای براق نو نصب میشد. نشانی از مقاومت و نشاط زندگی در اوج ویرانی، ایستادگی و سربلندی روح بر فراز پیکری خرد و زخمی ...
شبی در مهمانسرای استانداری بودم. آقای نکویی استاندار بود. کم و بیش از سرما میلرزیدیم. آقای نکویی را از دوران دانشجویی در اصفهان میشناختم. از دانشگاه تا خیابان مسجد سید، از چهار باغ بالا و پایین پیاده میآمدم. در مسیر مدتی هم در کتابفروشی قائم گشتی میزدم. روزی برای اولین بار کلیات فارسی اشعار اقبال لاهوری را در کتابفروشی ایشان دیدم.
کتاب را خریدم، لحظهای نگاهم با نگاه آقای نکویی گره خورد. گرم و مهربان بود... و سلام علیکی و آشنایی ... سالها گذشته بود اکنون هر دو ما در مهمانسرای استانداری در شبی زمستانی گفتوگو میکردیم. آقای نکویی گفت: یک مطلبی را برایت بگویم که تا آخر عمرم از یادم نمیرود. ساعت از یازده شب گذشته بود. تلفن دفترم زنگ زد. گفتند آقای نخست وزیر میخواهند با شما صحبت کنند، مهندس موسوی بود. دوستانه پرسید: «آقای نکویی خبر داری در این سرمای بیسابقه اسلام آباد غرب (سرما منهای 30 درجه رسیده بود) برای حسن دیوانه چه فکری کردند؟»
گفتم: «حسن دیوانه؟»
«بله، روزنامهها نوشته بودند حسن دیوانه توی یک خرابه زندگی میکند، شما از فرماندار بپرسید، برای او چه فکری کردهاند؟» خداحافظی کردیم. تا فرماندار را پیدا کردم، آن هم در آن نیمه شب زمستانی، نزدیک یک ساعتی طول کشید فرماندار گفت: «اتفاقا من هم نگران او بودم. کمیته امداد برایش جایی را در نظر گرفت. فعلا مشکلی ندارد». آقای نکویی گفت: «خیالم راحت شد دیدم ساعت نزدیک به یک بعد از نصف شب است. با خودم گفتم فردا صبح به آقای نخست وزیر اطلاع میدهم. آماده شدم بخوابم که دوباره صدای زنگ تلفن کشیک دفترم: «آقای استاندار! آقای نخست وزیر میخواهند با شما صحبت کنند».
مهندس موسوی با همان لحن آرام پرسید: «آقای نکویی برای حسن دیوانه فکری کردید؟» برای ایشان توضیح دادم. اما دیگر خواب به چشمم نمیآمد... من هم آن شب که آقای نکویی این ماجرا را تعریف کرد، بیخواب شده بودم. همان شب هم در ذهنم گذشت: اینها میناگریهای یک روح بزرگ است ... همان بهشت گمشده همه ما، همان هوای تازه ...
باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست/ که تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرینی.
منبع: اعتماد ملی
عدم حضور
سلام از اینکه یه سری به وبلاگ من زدید متشکرم یه عذر خواهی میکنم از اینکه این روزها نمی تونم مطلب آماده کنم چون بنا به دلایلی خیلی سرم شلوغه به امید خدا در سال بعد جبران می کنم.
فقط خواهشن اگر یه نیم نگاهی به اطرافتون می کنید و یه ذره به سیاست علاقه دارید مخالف و موافق با هر گونه خطی نظرتو نو برام بنویسید. تا ما هم استفاده کنیم از نظرات شما
با تشکر راوی
محمدرضا بزمشاهی: مسؤولیت حفظ جان خاتمی بر عهده احمدینژاد است
محمدرضا بزمشاهی با اشاره به اعلام نامزدی خاتمی در هفته گذشته گفت: «این خبر بهترین هدیه به مردم ایران در آستانه سیامین سالگرد انقلاب اسلامی بود و باعث ایجاد شور و نشاط فراوان در بین فعالان سیاسی و دلسوزان ایران زمین گردید و امیدواریم با تلاش و كوشش همه آنان كه علاقهمند به سرنوشت ایران و بهبود اوضاع كشور هستند، شاهد موفقیت چشمگیر آقای خاتمی در انتخابات باشیم».
سخنگوی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی در پاسخ به سوالی در مورد حملات مخالفان اصلاحات به خاتمی گفت: «متأسفانه در چند روز اخیر شاهد هستیم كه حمله به خاتمی از مرحله توهین و افترا گذشته و به برخوردهای فیزیكی كشیده شده است و البته این برخوردها هم ریشه در همان اهانتها دارد و در واقع سخنان هتاكانه آنان است كه عدهای اوباش را به انجام اینگونه حركات وادار و تشویق میكند».
وی سرمقاله کیهان را یکی از آشکارترین این موارد دانست و تصریح کرد: «ما از این نوشته بوی خون میشنویم و برای جان خاتمی نگرانیم؛ چون با توجه به ارتباط وثیق مدیرمسؤول کیهان با نیروهای غیبی شاهد بودهایم که بسیاری از پیشبینیهای کیهان به وقوع میپیوندد».
بزمشاهی گفت: «روزنامه كیهان در این مقاله نیات واقعی گردانندگان خود را افشا كرده و سخن از تهدید جان خاتمی به میان آورده و البته در یك شگرد سیاسی کوشیده است این مسأله را به گردن آمریكا بیاندازد، اما با توجه به اینکه امثال شریعتمداری و حامیان او بیشترین منافع را از دولت احمدینژاد بردهاند، نگرانی آنان از حضور جدی خاتمی قابل درک است، ولی باید بدانند در صورتی که اتفاقی برای خاتمی بیفتد، آنان متهم ردیف اول این پرونده خواهند بود».
وی گفت: «حسین شریعتمداری فراموش نکند که در پاکستان هم خون ناحق بینظیر بوتو به پرویز مشرف که عامل اصلی ترور او بود چندان امان نداد که شب را سحر کند و اتفاقا ترور بوتو به سقوط دیکتاتور شتاب بخشید».
سخنگوی سازمان عدالت و آزادی با اشاره به قضیه ترور حجاریان گفت: «هنورز از خاطر نبردهایم شریعتمداری که تندترین مقالات را علیه سعید حجاریان مینوشت هنگامی که او را در بستر شهادت یافت، در سرمقاله خود او را "سعیدجان" نامید و کوشید ترور او را به گردن بیگانگان بیندازد، اما بحمدالله حجاریان از آن قضیه جان سالم به در برد و امروز صدای بریده او رساترین فریاد رسوایی تئوریسینهای خشونت و ترور است».
این فعال سیاسی خاطرنشان کرد: «ما صریحا اعلام میكنیم همانگونه كه مسئولیت حفظ جان همه شهروندان ایرانی به عهده دولت است، در این مورد به طور ویژه و با توجه به تهدید آشکار روزنامه کیهان، شخص آقای احمدینژاد به عنوان عالیترین مسؤول اجرایی کشور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، مسؤول حفظ جان و سلامت آقای خاتمی است و اگر خدای ناکرده برای خاتمی اتفاقی بیفتد، ایشان باید پاسخگو باشد».
منبع: یاری
نامزد واحد یا متعدد؟
بر این مبنا گروههای مختلف اصلاحطلب از یكی از آقایان خاتمی، موسوی، كروبی و نوری حمایت كردند و چهرههایی مانند آقای عارف نیز اعلام نمودند چنانچه آقای خاتمی نامزد نشود، آمادگی دارند در صورت وجود شرایطی نامزدی انتخابات را بپذیرند.
بر اساس راهبرد فوق گروههای مختلف اصلاحطلب كوشیدند نامزد مورد نظر خود را به پذیرش كاندیداتوری و اعلام آن قانع سازند. به علاوه قریب به اتفاق گروهها سقف پیشنهادی را دهه فجر اعلام كردند. سرانجام در تاریخ 20 بهمن ماه سال جاری آقای خاتمی كه از حمایت اكثر قریب به اتفاق احزاب اصلاحطلب برخوردار بود و در نظرسنجیها در رأس چهرههای مطرح قرار داشت، اعلام كرد به عنوان نامزد در این دوره از انتخابات شركت خواهد كرد. به این ترتیب آرایش نیروهای سیاسی تغییر یافت.
اصولگرایان میكوشند با نامزد واحدی در برابر وی صفآرایی كنند و نامزدهای دیگر اصلاحطلب نیز در معرض این پرسش قرار گرفتهاند كه با حضور آقای خاتمی چه ضرورتی برای كاندیداتوری آنان وجود دارد. بهویژه آنكه تجربه انتخابات دور نهم ریاست جمهوری حاکی از آن است که پیروزی اصولگراها ناشی از تفرقه اصلاحطلبان بود.
با وجود این گروهی از اصلاحطلبان هنوز از حضور همزمان چند نامزد شناخته شده اصلاحطلب تا روز آغاز تبلیغات رسمی نامزدها (دو هفته قبل از برگزاری انتخابات) دفاع میكنند. به باور این عزیزان با وجود آنكه آقای خاتمی نامزدی خود را اعلام و حضور ایشان فرصتی تاریخی برای ملت ایران فراهم كرده و فواید آن به مراتب بیش از هزینهها و تهدیدات احتمالی اعلام كاندیداتوری است، اما لازم است از حضور یا تداوم فعالیتهای تبلیغاتی دیگر نامزدهای مطرح اصلاحطلب همچنان استقبال كنیم و به دلایل زیر از آقایان موسوی، كروبی و نوری بخواهیم در صحنه رقابتهای انتخاباتی تا اردیبهشت ماه سال 87 فعال بمانند.
1. اصلاحطلبان با بیعدالتی رسانهای مواجهند. جناح رقیب علاوه بر اینكه از تبلیغات رادیو و تلویزیون به طور كامل بهرهمند است، به تضعیف و تخریب اصلاحطلبان نیز میپردازد. افزون بر آن از همه دستگاهها و تریبونهای رسمی تبلیغاتی كشور به سود خود و علیه اصلاحطلبان استفاده میكند. همچنین از روزنامهها و نشریات بیشتری بهرهمند است. در چنین شرایطی حضور نامزدهای متعدد اصلاحطلب فرصت بیشتری را برای دفاع از اصلاحات و نقد وضع موجود ایجاد میكند. زیرا همه نامزدهای اصلاحطلب در یك اصل مشتركند و آن مخاطرات ناشی از مدیریت كنونی برای ایران و ایرانی است. آنان معتقدند قطار مدیریتی كشور باید روی ریل خود قرار گیرد، چراكه ادامه مدیریت كنونی كشور میتواند به ایران، اسلام و مردم آسیبهای جدی وارد كند. همه كاندیداهای اصلاحطلب وظیفه ملی، دینی و اخلاقی خود میدانند این روند را اصلاح كنند. به این ترتیب بیعدالتی رسانهای موجود و محدودیتهای اصلاحطلبان در انتشار روزنامه و ... با حضور نامزدهای متعدد تا حدودی جبران میشود. به این ترتیب فقط یك نامزد اصلاحطلب و طرفدارانش به دفاع از اصلاحات و نقد وضع موجود نخواهد پرداخت.
2. با حضور نامزدهای مختلف اصلاحطلب، تمركز تخریب علیه آقای خاتمی كمتر میشود، چراكه اصولگریان نمیتوانند حضور نامزدهای دیگر اصلاحطلب را به طور كامل نادیده انگارند و فقط به تخریب آقای خاتمی بپردازند. به همین دلیل هر زمان حضور مهندس موسوی را در انتخابات جدی ارزیابی میكنند، علیه او موضع میگیرند و گاه صریحاً میگویند كه مصلحت نیست ایشان وارد انتخابات شوند. همچنین وقتی آقای كروبی به آقای فیروزآبادی نامهای انتقادی نوشت، بعضی اصولگراها به ایشان اعتراض كردند كه چرا شأن نیروهای مسلح را رعایت نمیكند. گویی آقای كروبی برخلاف قوانین و وصیتنامه امام و تجربیات بینالمللی، میكوشد نظامیان را وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی كند! حملات كیهان پس از موضعگیریهای اخیر آقای نوری نیز نمونه دیگری از این حملات است.
3. تعدد كاندیداهای اصلاحطلب روند تصمیمگیری را در جناح رقیب مختل میكند. از نظر این گروه چنانچه همه اصلاحطلبان فط از یك نامزد حمایت كنند، جناح راست علیرغم نارضایتی در پایین، با فشار از بالا میتواند اختلافات گسترده و عمیق خود را تحتالشعاع قرار دهد و یك نامزد را برای رقابت با خاتمی معرفی كند. ولی در صورتی كه اصلاحطلبان با چند نامزد مطرح و شناخته شده در صحنه بمانند، اصولگرایان نمیتوانند مانع حضور نامزدهای دیگری از جناح خود شوند. تكثر در نامزدهای اصولگرا هم متناظر خواهد بود با نقد بیشتر عملكرد دولت كنونی و این به سود جناح اصلاحطلب است كه رسانه كافی در اختیار ندارد.
به بیان دیگر نتیجه مستقیم حضور نامزدهای مختلف اصولگرا، نقد گستردهتر مدیریت و وضع موجود است نه دفاع از عملكرد دولت نهم. به این ترتیب همه نامزدها (اصلاحطلب یا اصولگرا) به جز آقای احمدینژاد مدیریت و وضع موجود را نقد خواهند كرد. پس هر چند كاندیداهای اصولگرا میكوشند خود پیروز نهایی انتخابات شوند، اما در نقد وضع موجود همراه اصلاحطلبان خواهند شد و به این ترتیب تبلیغات رسمی از جمله در صدا و سیما خنثی میشود كه طبق آن گویی ایران ژاپن اسلامی شده است، نه اینكه قطار میهن در حال حركت به سوی كره شمالی اسلامی شدن است.
4. فضای نابرابر تبلیغاتی، ضرورت استفاده از تجربیات كشورهای دموكراتیك را برای اصلاحطلبان دو چندان میكند. بهویژه آنكه رقابتهای درونگروهی اصلاحطلبان به معنی صفكشی آنها در برابر یكدیگر نیست و همه آنها به نقد وضع موجود و به تبلیغ نامزد مورد نظر خود میپردازند، كاری كه بهویژه طرفداران آقای خاتمی آن را تئوریزه كردهاند. نامزدهای اصلاحطلب حاضر نیستند یكدیگر را نقد كنند و معتقدند با تكیه بر پایگاه مردمی و كارنامه قابل قبول در اداره میهن برغم همه مشكلات و كارشكنیها، قادرند در انتخابات پیروز شوند و كشور را از وضعیت فعلی نجات دهد. از دید كسانی كه معتقد به تعدد كاندیدا هستند، رقابت درونگروهی اصلاحطلبان، به شیوه فوق فضای انتخابات را تسخیر میكند، شبیه آنچه در انتخابات اخیر آمریكا رخ داد؛ رقابت بین كلینتون و اوباما فضای انتخاباتی آن كشور را در ماههای پیش از برگزاری انتخابات تحتالشعاع قرار داد و بسیاری پیشبینی كردند به این ترتیب نامزد نهایی حزب دموكرات، رییسجمهور آمریكا خواهد شد. در ایران نیز عدم خویشتنداری جناح اصولگرا و توجه همه رسانهها اعم از اصلاحطلب یا اصولگرا به رقابت درون جناحی نامزدهای اصلاحطلب، فضای انتخاباتی كشور را تحتالشعاع قرار داده است. جالب آنكه تاكنون مسأله اصلی رسانههای جریان راست از كیهان تا رسالت، به جای دفاع از نامزد یا نامزدهای اصولگرا این بوده است كه آیا یكی از داوطلبان مطرح اصلاح طلب كاندیدای نهایی آنان خواهد بود یا آنان به رقابت با یكدیگر تا انتها ادامه خواهند داد. رسانههای اصولگرا ناخودآگاه به این موضوع دامن زدند كه رقمزنندگان اصلی رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم اصلاحطلبان هستند و گاه تصریح میكنند چنانچه اصلاحطلبان از نامزد واحد حمایت كنند پیروز انتخابات خواهند بود. بعضی اصولگراها نیز تا این حد پیش رفتهاند كه بگویند اگر اصولگراها نتوانند از نامزد واحدی پشتیبانی كنند، موفقیت اصلاحطلبان حتی در صورت نداشتن نامزد واحد هم دور از دسترس نیست.
این در حالی است كه آقای احمدینژاد مصلحت نمیبیند نامزدی خود را از هماكنون اعلام كند، چراكه در آن صورت بسیاری از كارها را نمیتواند به علت شائبه تبلیغاتی داشتن انجام دهد. به علاوه برای سایر نامزدهای اصولگرا بهانه و فرصت فراهم میكند كه آنان نیز نامزدی خود را اعلام كنند. به نظر میرسد آقای احمدینژاد مایل است سایر نامزدهای اصولگرا فرصتها را از دست بدهند، زیرا در وضعیت تعلیق، آنان نخواهند توانست علناً وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شوند و در كنار اصلاحطلبان، عملكرد آقای احمدینژاد را نقد كنند. به این ترتیب تا اطلاع ثانوی نامزدهای مطرح اصلاحطلب حرف نخست را در جامعه میزنند و اصولگراها نمیدانند باید اختلافات آنان را پر رنگ كنند و به این جو دامن زنند كه مهمترین مسأله انتخابات كشور، اجماع یا تعدد نامزدهای اصلاحطلب است یا درباره این وضعیت سكوت كنند. در هر دو حال به سود اصلاحطلبان حركت كردهاند، مگر آنكه زود...
5. با حضور نامزدهای متنوع، اصلاحطلبان میتوانند از جنبههای مختلف از اصلاحات دفاع و وضع موجود را نقد كرد. عدهای با موضع رادیكال و با سطح انتقادی بالاتر و گروهی با گفتمان معتدلتر. جمعی از آنها حكومت یكدست را نقد میکنند و عدهای دیگر منتقد وضع قوه مجریه میشوند. هر نامزد اصلاحطلب با روش و ادبیات خاص خود میتواند ضرورت اصلاح را تبیین كند. توجه كنید كه در ایام انتخابات حتی اصولگراها سعی میكنند مواضع اصلاحطلبانه اتخاذ كنند. به همین دلیل آقای احمدینژاد در ماههای آخر ریاست جمهوری خود به یاد حقوق شهروندی مردم و جوانان میافتد و در این باره به وزیر كشور خود نامه مینویسد. به این ترتیب تعدد نامزدهای اصلاحطلب موجب میشود اصلاحطلبی، صرف نظر از نتیجه انتخابات، گفتمان حاكم بر همه رسانهها مكتوب و اینترنتی و... شود. به علاوه اگر هر نامزد از یك منظر خاص اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دینی و اخلاقی دولت را نقد كند، و در حالی كه بسیاری از اصولگراها مایل یا حاضر به دفاع از عملكرد آقای احمدینژاد نیستند، جناح رقیب در موضع ضعیفتری قرار خواهد گرفت. تسخیر فضای تبلیغاتی كشور بدون داشتن رسانه هنر بزرگ اصلاحطلبان بوده است.
6. تعدد نامزدها نشاندهنده توان اصلاحطلبان و بر خلاف تبلیغات اصولگراهاست كه آنان را فاقد چهرههای مؤثر و پایگاه مردمی گسترده میخوانند. تلاش اصولگراها برای تخریب خاتمی سبب شده است كه عملاً مبلغ نامزدهای دیگر اصلاحطلب شوند و بعضاً آنان را محبوبتر از خاتمی بخوانند و به این ترتیب به پایگاه مردمی وسیع اصلاحات اعتراف كنند.
7. تكثر و تعدد كاندیداها به سلامت انتخابات نیز كمك خواهد كرد. حضور چند نامزد اصلاحطلب و انتقاد آنان به دخالت نظامیان در انتخابات و جانبداری صدا و سیما و سوء استفاده دولت از امكانات عمومی به سود خود، فضا و ظرفیتهایی ایجاد میكند كه جناح مقابل وادار به عقبنشینی و دست كشیدن از رفتارهای غیرقانونی میشود. به این ترتیب امكان رقابت آزاد و سالم برای همه نامزدها البته به صورت نسبی به وجود میآید.
به دلایل فوق، این عزیزان از حضور چند نامزد مطرح در جبهه اصلاحات دفاع میكنند و معتقدند این امر بیش از آنكه نشانه نقطه ضعف یا تهدید علیه اصلاحطلبان باشد، فرصتی بینظیر برای آنان فراهم میكند كه با تدبیر میتوانند از مزایای آن استفاده كنند، بهویژه آنكه اصلاحطلبان در نهایت میتوانند با مكانیزم روشن و موجهی مانند نظرسنجی یا شورای حكمیت یا پارلمان اصلاحات یا مجمع مدیران اصلاحطلب و... درباره یك نامزد توافق و او را به جامعه معرفی كنند و احترام خود را به خرد جمعی ثابت و به خواست عمومی اكثریت شهروندان تمكین كنند.
در نقطه مقابل، بسیاری از اصلاحطلبان ضمن تأیید نكات مثبت یاد شده و اینكه بدون داشتن رسانه توانستهاند فضای انتخابات را در دست بگیرند، معتقدند تعدد نامزدها تا زمانی معین (بهمن ماه 87) مفید بود، اما اكنون میتواند آسیبزا باشد. به باور این گروه، حال كه آقای خاتمی اعلام حضور كرده است و نظرسنجیها نشان میدهد كه از نامزدهای دیگر اصلاحطلب و نیز آقای احمدینژاد رأی بیشتری دارد، بهتر است سایر نامزدهای اصلاحطلب از او حمایت كنند و ایشان نیز متقابلاً با آن عزیزان همكاری و تعامل كنند. دلایل طرفداران این نظر عبارت است از:
1. درست است كه ما در موقعیت نابرابر رسانهای وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شدهایم و تدبیر اصلاحطلبان فضای انتخاباتی را به سود آنان تغییر داده است، اما با اعلان حضور آقای خاتمی در عرصه رقابتهای انتخاباتی شرایط تغییر كرده و توجه افكار عمومی در داخل و نیز رسانههای جهان معطوف به نامزدی وی شده است. چنین اقبال گستردهای، بیعدالتی رسانهای كشور را تحتالشعاع قرار داده است، بهویژه آنكه آقای خاتمی خود مانند یك رسانه موفق و مردمی عمل میكند و اگر نامزدهای دیگر از وی حمایت كنند، این موقعیت بهتر نیز میشود.
از سوی دیگر عملكرد غیرعلمی و غیركارشناسانه دولت نهم موجب شده است كه نارضایتی از وضع موجود فراگیر شود و تبلیغات رسمی نتواند توجیهگر مدیریت اجرایی كشور شود. افزون بر آن قرار نیست نامزدهای محترم با اعلام حمایت از آقای خاتمی، دفاع از اصلاحات و نقد وضع موجود را رها كنند. اتفاقاً در موقعیت جدید سخنان آنان تأثیر بیشتری خواهد داشت، چراكه از موضع یك نامزد انتخاباتی سخن نمیگویند.
2. چنانچه چند نامزد اصلاحطلب در صحنه رقابتهای انتخاباتی حاضر باشند، باز هم اكثر قریب به اتفاق تخریبها متوجه آقای خاتمی خواهد شد، چراكه به تصور رقیب، شخصی كه در نهایت میتواند در جامعه موج ایجاد كند و در فرهنگ و رفتار انتخاباتی شهروندان (حتی اصولگراها) اثر گذارد، آقای خاتمی است. به همین دلیل با وجود نامزدهای دیگر، همت اصلی اصولگراها و گردانندگان رسانه و تبلیغات آنان تخریب و تضعیف آقای خاتمی بوده، تا جایی كه كار را به تهدید ایشان به ترور فیزیكی كشاندهاند. حتی اگر آقای خاتمی دیرتر كاندیداتوری خود را اعلام میكرد، كم و بیش همین وضعیت را مشاهده میكردیم. زیرا اصولگرایان در این توهم به سر میبرند كه میتوانند با افزایش هزینه كاندیداتوری، آقای خاتمی را از حضور در این عرصه منصرف كنند. در هر حال تعدد كاندیداها تمركز تخریبها علیه آقای خاتمی را منتفی نخواهد كرد، اگرچه ممكن است اندكی آن را كاهش دهد.
نكته بسیار مهم آنكه تلاش غیرقانونی و غیراخلاقی بعضی اصولگرایان در تخریب خاتمی تاكنون نتیجه عكس داده است. گذشته از آن جبهه ضداصلاحات سوژه جدیدی ندارد كه بتواند آن را علیه خاتمی به كار برد. آنان آنچه داشتهاند را مطرح كردهاند. این تخریبها بر مظلومیت و محبوبیت «فرزند باتقوا، فاضل و متعهد» امام خمینی افزوده است.
3. دلیل اصلی اینكه جناح راست نمیتواند در مورد یك نامزد انتخاباتی به اجماع برسد، اختلافات عمیق آنها است. در حقیقت درصد عظیمی از اصولگرایان تداوم ریاست جمهوری آقای احمدینژاد را برای ایران و ایرانی فاجعهبار میدانند و حاضر به حمایت از آقای احمدینژاد نیستند و بعضاً میگویند با حضور وی، به آقای خاتمی رأی خواهند داد. در هر حال، چه اصلاحطلبان یك نامزد داشته باشند چه چند نامزد، اختلافات میان اصولگراها ادامه خواهد داشت و فشار از بالا، نارضایتی در پایین را از بین نخواهد برد ولو آنكه همه گروههای اصولگرا رسماً از آقای احمدینژاد حمایت كنند.
اختلافات اصولگرایان آنقدر گسترده و عمیق است كه حتی پس از اعلام كاندیداتوری آقای خاتمی، هنوز نتوانستهاند درباره حمایت از آقای احمدینژاد اجماع كنند و هیچ كدام از نامزدهای اصولگرا ستادهای انتخاباتی غیررسمی و غیرعلنی خود را تعطیل نكردهاند و بعضاً میگویند تحت هیچ شرایطی نمیتوانند طرفداران خود را مجاب كنند كه به آقای احمدینژاد رأی دهند. به باور آنان حتی اگر اصولگراها درباره آقای احمدینژاد اجماع كنند، پیروز انتخابات نخواهند بود و بعضاً به این مسأله اعتراف كردهاند.
افزون بر موارد فوق اگر دو قطبی خاتمی- احمدینژاد در انتخابات شكل گیرد، به سود اصلاحطلبان است، زیرا رقابت را جدیتر و شهروندان بیتشری را به نفع آقای خاتمی بسیج خواهد كرد. بهویژه آنكه سقف آرای آقای احمدینژاد ثابت است.
4. دغدغههای خاتمی و خطای استراتژیك اصولگرایان باعث شده است پس از مدتها بحث درباره آمدن خاتمی و سپس طرح دوگانه خاتمی یا موسوی، مسأله كنونی جامعه پیروزی نهایی نامزد اصلی اصلاحطلبان باشد. در حقیقت دغدغه و تدبیر آقای خاتمی بدون اینكه حتی یك روزنامه داشته باشد، سبب شد توجه افكار عمومی در چند ماه گذشته به این موضوع معطوف شود كه خاتمی میآید یا نه، سپس به این موضوع تغییر یابد كه خاتمی یا مهندس موسوی؟
در حال حاضر نیز بحث مهم ایرانیان این است كه چگونه از آقای خاتمی حمایت كنند تا بتواند در این رقابت نابرابر كه همه اركان حكومت به سود آقای احمدینژاد بسیج شدهاند، پیروز شود.
به این ترتیب اصلاحطلبان در مرحله اول (تا دهه فجر سال جاری) به آنچه میخواستند رسیدهاند. سؤال از اینكه خاتمی میآید یا نه و سپس سؤال از اینكه خاتمی میآید یا موسوی، در حقیقت پرسش از این بود كه خاتمی رییسجمهور میشود یا موسوی؟ در مرحله كنونی تمركز امكانات و حمایتها باید بر نامزد نهایی اصلاحطلب باشد. جلب توجه هرچه بیشتر شهروندان مهمتر از اختلاف یا اجماع اصولگراهاست.
به باور این عده در شرایط آزاد و فضای رقابتی است كه میتوان تا ایام منتهی به ثبتنام، از تعدد نامزدها بهره برد. اما در شرایط نابرابر انتخاباتی، رسیدن به اجماع چند ماه قبل از روز انتخابات ضروری است.
5. خوشبختانه جایگاه مردمی اصلاحطلبان و نامزدهایشان و نیز برتری گفتمان اصلاحی یكبار دیگر مشخص شد. آقای خاتمی نیز علاوه بر جاذبههای شخصیتی، گفتمانی را نمایندگی میكند كه موجساز است و میتواند با دفاع از حقوق شهروندان، آنان را بسیج كند. حضور یك نفره وی میتواند پیروزی نهایی را به ارمغان آورد.
6. ایرانیان میدانند چنانچه انتخابات آزاد باشد، همه از جمله اصلاحطلبان میتوانند چهرههای جدیدی معرفی كنند كه احتمال پیروزی آنان در رقابت آزاد و برابر با آقای احمدینژاد زیاد است، اما هفتخوان انتخاباتی اصولگرایان، بسیاری از اصلاحطلبان را مجبور كرده است كه بر آقای خاتمی تأكید كنند چراكه میتواند همه خوانها را به سلامت پشت سر بگذارد و كشور را از وضعیت بحران كنونی نجات دهد. شهروندان ایران اسلامی از توان اصلاحطلبان و تنگنظری اصولگراها مطلعند.
7. سلامت انتخابات، دغدغه همه اصلاحطلبان و بسیاری از مردم است و بهترین راه تضمین آن، هوشیاری عمومی است، مانند آنچه در دوم خرداد سال 76 اتفاق افتاد كه تخلفها نتوانست نتیجه انتخابات را تغییر دهد. به نظر این گروه، نامزدی آقای خاتمی موج اجتماعی ایجاد و مشاركت مردم را حداكثری خواهد كرد. همین مسأله، تخلف و تقلب وسیع را ناممكن و سلامت نسبی انتخابات را تضمین خواهد كرد. در عین حال لازم است همه اصلاحطلبان تا پایان برگزاری انتخابات هوشیاری و اقدامهای نظارتی خود را حفظ كنند.
با توجه به این دو دیدگاه، به نظر میرسد تا زمانی كه همه گروههای اصلاحطلب رسماً از آقای خاتمی حمایت نكردهاند، باید از حضور نامزدهای متعدد استفاده كنیم و نگذاریم این فرصت به تهدید علیه اصلاحطلبان تبدیل شود و خدای ناكرده حامیان هر نامزد به جای نقد عملكرد اصولگراها و دفاع از نامزد مورد نظر خود، به نقد نامزدهای دیگر اصلاحطلب بپردازند.
مردم میدانند كه چنین روشی، اصلاحطلبانه نیست و خواست و آرزوی قلبی اقتداگرایان است. پس در جبهه اصلاحات باید همه نیروها صرف دفاع از گفتمان اصلاحی و عملكرد اصلاحطلبان و نیز نقد وضع موجود شود كه موجودیت و كیان ایران اسلامی را به خطر انداخته است. عموم اصلاحطلبان در این انتخابات با اتكال به خداوند و اتكای به مردم از یك نامزد حمایت خواهند كرد و پیروز مهمترین انتخابات جهان، پس از انتخابات ریاستجمهوری آمریكا شود
www.mowj.ir
داریوش قنبری: وحدت میان كروبی و خاتمی را دنبال میكنیم
داریوش قنبری، نماینده ایلام، همچنین از برگزاری جلسات آتی این فراكسیون با موضوع انتخابات، سخن گفت و افزود: «آقای حسین هاشمی رئیس شورای سیاستگذاری فراكسیون خط امام(ره) معتقدند كه باید رسما فراكسیون وارد مباحث انتخاباتی شود».
وی در پاسخ به اینكه فراكسیون اقلیت، چگونه وارد موضوع انتخابات میشود و چه موضعگیری خواهد داشت؟، گفت: «در مقطع فعلی، تلاشمان این است كه به نوعی میان كاندیداهای اصلاحطلب كه در حال حاضر فقط آقایان كروبی و خاتمی هستند، وحدت ایجاد كنیم. بهگونهای كه این دو نفر، از طریق مذاكره با یكدیگر و با توجه به ارزیابی از شرایط موجود، به وحدت دست یابند».
به گفته وی، چنانچه ایجاد وحدت میان كاندیداهای اصلاحطلب از طریق مذاكره، امكانپذیر نباشد، فراكسیون خط امام(ره) به دنبال استفاده از راههای دیگر و ابزارهایی چون نظرسنجی خواهد رفت تا با بهكاربستن آن در اردوگاه اصلاحطلبان، وحدت ایجاد كند.
سخنگوی فراكسیون خط امام(ره)، هدف اصلی این فراكسیون را ایجاد وحدت میان كاندیداهای اصلاحطلب دانست
اربعین
تو نپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزمودند ولا غیر....
صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است.
ای دل تو چه می کنی میمانی یا میروی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کنند.
شهید آوینی
ولنتاین
بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطهخاص تو با كسی مهم نیست كه ولنتاین به فرهنگ ما مربوط باشد یا نه و اینكه خودمان روز مهر و دوستی داریم و ....
و پرشویم از زلال محبتی كه هرچه ببخشیم لبریزتر میشود
مكرر كنیم دوست دارم را
بسم ا..
یه وقتایی حس می کنی کلی حرف تو سینته و اسم وبلاگتو دلنامه می زاری اما اونقدر این حرفا سنگینن که نمی تونی درشون بیاری .
تبلیغات